گزارشهای تازه حاکی از آن است که کارخانههای آئودی، بامو و مرسدسبنز در چین امسال تنها با ۴۶ درصد ظرفیت فعالیت خواهند کرد؛ رقمی که در مقایسه با سال ۲۰۱۰، زمانی که این خطوط تولید با تمام توان کار میکردند، سقوط چشمگیری محسوب میشود. این کاهش تولید نهتنها نشانهای از افت تقاضا برای خودروهای آلمانی در چین است، بلکه از تغییرات عمیق در ساختار بازار جهانی خودرو نیز خبر میدهد. درحالی که برندهای آلمانی با رکود فروش دستوپنجه نرم میکنند، رقبای چینی راهی متفاوت یافتهاند: صادرات گسترده. شرکتهای بومی چین توانستهاند با افزایش ظرفیت تولید و ایجاد کارخانههای جدید در خارج از کشور، تا ۱۰ میلیونخودرو را روانه بازارهای جهانی کنند؛ حرکتی که جایگاه آنها را از تولیدکنندگان داخلی به بازیگران بینالمللی ارتقا داده است.
بامو و مرسدس هرچند شایعات مربوط به تعطیلی کارخانهها را رد کردهاند، اما بهطور جدی در حال بررسی تغییرات عملیاتی هستند. این تغییرات میتواند شامل کاهش خطوط تولید، بازنگری در مدلهای عرضهشده یا حتی تمرکز بیشتر بر خودروهای برقی و فناوریهای نوین باشد.
آئودی نیز با چالش مشابهی روبهرو است و باید تصمیم بگیرد چگونه میتواند در بازاری که بهسرعت در حال تغییر است، جایگاه خود را حفظ کند.
این وضعیت پرسشهای مهمی را پیش روی صنعتخودرو قرار میدهد: آیا برندهای آلمانی میتوانند با سرعتی مشابه رقبای چینی خود را با شرایط جدید وفق دهند؟ یا اینکه دوران طلایی آنها در چین به پایان رسیده و باید بهدنبال بازارهای تازه باشند؟ آنچه مسلم است، رقابت جهانی وارد مرحلهای تازه شده و توازن قدرت در صنعتخودرو بهسرعت در حال تغییر است.
چالشی برای بزرگان
برندهای چینی توانستهاند از رکود مشابهی که گریبان خودروسازان خارجی را گرفته، تا حدی رها شوند؛ آنها با صادرات گسترده تا سقف ۱۰ میلیون خودرو و ایجاد کارخانههای جدید در خارج از کشور، بازارهای تازهای را فتح کردهاند. در مقابل، کارخانههای آلمانی در چین با بحرانی جدی روبهرو هستند. پیشبینیها نشان میدهد که خطوط تولید مشترک برندهایی چون آئودی، بامو، مرسدسبنز و فولکسواگن در چین امسال تنها با ۴۶ درصد ظرفیت فعالیت خواهند کرد؛ رقمی که در سال ۲۰۱۰ در نقطه مقابل قرار داشت؛ زمانی که این کارخانهها با تمام توان کار میکردند و نماد موفقیت اروپاییها در بازار چین بودند.
این وضعیت درحالی رقم میخورد که تنها چند روز پیش خبرهایی منتشر شد مبنی بر اینکه مرسدسبنز احتمالا تولید نسخه طولانیمحور CLA برقی را در چین متوقف کرده است؛ نشانهای دیگر از دشواریهای برندهای آلمانی در حفظ جایگاه خود در این بازار. گزارش تازهای که توسط موسسه تحقیقاتی «Mobility Global» برای نشریه «Automobilwoche» تهیه شده، تصویر دقیقتری از بحران ارائه میدهد.
براساس این گزارش، کارخانههای مشترک آلمانیها در چین در سال ۲۰۲۵ کمتر از نیمی از ظرفیت خود را بهکار گرفتهاند و این روند نزولی ادامه خواهد داشت. پیشبینی میشود ظرفیت بهرهبرداری در سال جاری به ۴۶ درصد برسد و تا سال ۲۰۳۰ به ۴۴ درصد کاهش یابد.
هرچند بامو و مرسدسبنز شایعات مربوط به تعطیلی کارخانهها را رد کردهاند، اما منابع نزدیک به این شرکتها تایید میکنند که تغییرات عملیاتی در دستور کار قرار دارد. این تغییرات میتواند شامل کاهش خطوط تولید، بازنگری در مدلهای عرضهشده یا تمرکز بیشتر بر خودروهای برقی باشد. آئودی نیز با چالش مشابهی روبهرو است و باید تصمیم بگیرد چگونه میتواند در بازاری که به سرعت درحال تغییر است، جایگاه خود را حفظ کند.
در مقابل، برندهای چینی نهتنها توانستهاند از رکود داخلی عبور کنند، بلکه با ایجاد کارخانههای جدید در خارج از کشور و افزایش صادرات، خود را به بازیگران جهانی تبدیل کردهاند. این تفاوت مسیر نشان میدهد که درحالی که اروپاییها در چین با کاهش تقاضا دستوپنجه نرم میکنند، رقبای بومی با سرعتی چشمگیر در حال گسترش نفوذ جهانی هستند. این وضعیت تفاوت چشمگیری با سال ۲۰۱۰ دارد؛ زمانی که کارخانههای مشترک آلمانیها در چین با تمام ظرفیت فعالیت میکردند و نماد موفقیت برندهای اروپایی در بازار پررونق چین بودند.
امروز اما شرایط کاملا تغییر کرده است. گزارش نشریه «Automobilwoche» نشان میدهد که خودروهای برندهای آلمانی بهسرعت محبوبیت خود را در میان خریداران چینی از دست دادهاند.
اکنون بیشتر مشتریان بهویژه در بخش خودروهای برقی، ترجیح میدهند محصولات برندهای داخلی چین را خریداری کنند؛ شرکتهایی که با سرعتی چشمگیر در حال توسعه فناوری و افزایش کیفیت هستند. کاهش نرخ بهرهبرداری از کارخانهها پیامدهای جدی بههمراه داشته است. برای نمونه، فولکسواگن ناچار شد کارخانه خود در نانجینگ را که با همکاری SAIC اداره میشد، تعطیل کند.
همچنین سایت تولیدی این شرکت در اورومچی نیز بهفروش رسیده است. این تصمیمات نشان میدهد که حتی بزرگترین خودروساز آلمان نیز نمیتواند در برابر افت تقاضا مقاومت کند و مجبور به بازنگری در حضور خود در چین شده است. در همین حال، بامو و مرسدسبنز هرچند بهطور رسمی احتمال تعطیلی کارخانهها را رد کردهاند، اما منابع نزدیک به این شرکتها تایید میکنند که بحثهای جدی درباره «تغییرات عملیاتی» در جریان است. این تغییرات میتواند شامل کاهش خطوط تولید، بازنگری در مدلهای عرضهشده یا حتی تمرکز بیشتر بر خودروهای برقی و فناوریهای نوین باشد.
درواقع، این دو برند تلاش دارند بدون اعلام رسمی تعطیلی، راهی برای کاهش هزینهها و سازگاری با شرایط جدید پیدا کنند. این تحولات نشاندهنده تغییر بزرگ در بازار چین است؛ بازاری که زمانی بهعنوان موتور رشد برندهای آلمانی شناخته میشد، اکنون بهمیدان رقابت شدید با تولیدکنندگان داخلی تبدیل شده است. درحالی که خودروسازان اروپایی با کاهش فروش و ظرفیت تولید مواجهاند، برندهای چینی با نوآوری در بخش خودروهای برقی و صادرات گسترده توانستهاند جایگاه خود را در داخل و خارج از کشور تقویت کنند.
چالشی برای بقا
در دهههای گذشته، خودروسازان آلمانی و ژاپنی برای ورود به بازار چین مجبور شدند فناوری و دانش فنی خود را در قالب جوینتونچرهای اجباری به اشتراک بگذارند. این انتقال دانش، نسل تازهای از مهندسان و کارگران چینی را تربیت کرد که اکنون در محیطی با موانع اداری کمتر، قوانین زیستمحیطی و ایمنی سادهتر و ساعات کاری طولانیتر فعالیت میکنند.
نتیجه آن است که چین بدون نیاز به یارانههای سنگین دولتی، توانسته به سرعت از رقبای غربی پیشی بگیرد. در اروپا، در مقابل، ترکیب بروکراسی سنگین اتحادیهاروپا و سیاستهای سختگیرانه زیستمحیطی، تولید را برای شرکتها پرهزینه و پیچیده کرده است. این شرایط باعث شده بسیاری از کارخانهها به چین منتقل شوند؛ جایی که آلودگی و مصرف انرژی بیشتر رخ میدهد و سپس محصول نهایی برای فروش به اروپا بازگردانده میشود.
درنهایت، مدیران اروپایی برای این انتقال تولید و افزایش سود سهامداران، پاداشهای بیشتری دریافت میکنند؛ چرخهای که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اخلاقی مورد انتقاد قرار گرفته است.
این مجموعه عوامل نشان میدهد بحران کنونی برندهای آلمانی در چین و جهان، نه نتیجه یک توطئه یا صرفا رقابت نابرابر، بلکه مشکلی خودساخته است. انتقال فناوری، بروکراسی داخلی، سیاستهای خارجی بحثبرانگیز و تغییر ذائقه مصرفکنندگان، همگی دست بهدست هم دادهاند تا جایگاه تاریخی آلمان در صنعتخودرو به چالش کشیده شود.
